سلام به تمامي عزيزاني كه سفرنامه ي من را براي مطالعه انتخاب كردند .من در اين سفرنامه تمام تلاشم را كرده ام تا بتوانم اطلاعات مفيد و ضروري كه در بعضي از سفرنامه ذكر نشده بيان كنم و تجربه ي خودم را در اختيارتان قرار بدهم ممنونم از شما دوستداران عزيز

اوايل بهمن ماه سال ١٣٩٧ بود كه فكر رفتن به مالزي در سرم افتاد و باتوجه به گراني و بالا بودن دلار دو دل بودم كه به اونجا سفر كنم يا نه چون قيمت تورها خيلي بالا بود تقريبا حدود۵٫۷۰۰٫۰۰۰تومان به بالا بود و از نظر من ارزش رفتن نداشت اما قبل از گرفتن تور خواستم مطالعه ايي راجع به مالزي داشته باشم و با خواندن سفر نامه هاي مختلف در سايت لست سكند متوجه شدم كه اكثر جاهاي ديدني مالزي ورودي ندارد بر خلاف كشور تركيه كه من اونجا قبلا سفركرده بودم ولي خب خوشبختانه ديدني هاي كوالا ورودي ندارد البته به جز بعضي جاها مثل آكواريوم و باع پرندگان و …كه بعدا به در قسمت هاي مختلف توضيح ميدم خدمتتون .

خلاصه با اطلاعاتي كه جمع كردم دو دلي را كنار گذاشتم و در سايت ها و كانال هاي آژانس هاي مختلف دنبال تور مالزي بودم با قيمت مناسب كه بعد از يك هفته توري را مشاهده كردم كه قيمتش خيلي خوب بود نفري٤.٨٠٠ ميليون تومان سريع تلفن را برداشتم و با آژانس تماس گرفتم تا رزرو كنم ولي چون ساعتي كه تماس گرفته بودم با ساعت تعطيلي آژانس بود گفتند فردا حضوري تشریف ببرم .آن شب منتظر نموندم و خودم وارد سایت بوکینگ شدم تا هتل رزو کنم قیمت هتل های مالزی خیلی مناسبه ولی متاسفانه بلیط هواپیما به مالزی خیلی گرونه برای همون پشیمون شدم خودم بوک کنم چون متوجه شدم چندان اختلافی ندارد پس بهتر که از تور بگیرم صبح روز بعد سریع به آژانس افق نما رفتم ولی متاسفانه نرخ ها بالا رفته بود و شده بود پنج میلیون تومان . خلاصه برای ۵ نفر تور مالزی به مدت ۸ روز در هتل پسیفیک اکسپرس سنترال مارکت گرفتم و در آخر با خوشحالی تمام بلیط هارو گرفتم وتاریخ سفر ما برابر شد با ۱۲اسفند ۹۷ ساعت ۲۱:۵۵ دقیقه.

۲۵ روز تا سفرمان زمان داشتیم در طی این روزها من اطلاعاتم را که ناقص بودند کامل کردم ومقداری کنسرو و خوراکی تهیه کردم چون شنیده بودم غذاهای مالایی زیاد با مزاج ما سازگار نیست..

مواردي كه نياز داريد با خود ببريد

چتر يك يا دو تا ببريد چون اونجا بارندگي شديد و واقعا بهش نياز داريد
پماد گزش حشرات كه من پماد دپي را پيشنهاد ميكنم قبل و بعد گزش
خوراكي و كنسرو به هر مقدار كه ميخواين
لباس گرم نيز با خود نفري يكي ببريد بعدا توضيح ميدم چرا
مهر براي نماز خواندن
سوزن گوشي براي در آوردن سيم كارت
قبل از سفر من يك كتاب خريدم كه خيلي به دردم خورد و پيشنهاد ميكنم اگر خواستيد بخريد چون توضيحات كلي درباره ي جاهاي ديدني مالزي داده است و مراكز خريد مهم براساس قيمت ها دسته بندي شده وخيلي چيزهاي مفيد ديگر كه خيلي به كار مياد .اسم كتاب مسافرت به كوالالامپور نشر بهشت هست

عکس ۱(کتاب کوالا)

WhatsApp Image 2019-04-18 at 15.52.36.jpeg

و اينكه برنامه گرب را روي گوشي خود نصب كنيد خيلي برنامه ي خوبي هست مثل اسنپ خودمون ميمونه البته يك برنامه ي ديگر هم هست به اسم ماي کار مثل گرب ميمونه قيمت هاي هردو مثل هم هستند ولي گرب بهتره چون سريع تر راننده پياده ميكنيد اما ماي كار زمان ميبرد من دوتا برنامه را پيش از سفر یک برنامه ی نقشه ی آفلاین روی گوشیم نصب کردم كه ميتونيد زماني كه اينترنت نداريد ازش استفاده كنيد .اينا نرم افزارهايي بود كه من قبل از سفر دانلود كردم تا اونجا راحت باشم.

عکس۲(نرم افزارها)

WhatsApp Image 2019-04-18 at 16.01.14.jpeg

۳۴۰۰ميفروختن و مدارك مورد نياز هم براي خريد كپي پاسپورت و بليط بود به همراه كارت عابر به نام شخص خريدار خوشبختانه پدرم كارت عابرش همراهش بود و دستگاه كپي هم طبقه پايين فرودگاه بود سريع به اونجا رفتيم و كپي گرفتيم و اومديم رينگت خريديم توصيه من به شما اينه كه قبل از رفتن به فرودگاه كپي و مدارك لازم بگيريد يه وقت اونجا ديرتون نشه و به مشكل نخوريد.

بعد از تحويل چمدان ها در سالن انتظار نشستيم تر ساعت ٩:٥٥ دقيقه و بعد سوار هواپيماي ماهان شديم پرواز ما مستقيم بود ولي خب هواپيما صندلي هايش اصلا مناسب ٧ساعت راه نبود ما تا اونجا برسيم حسابي خسته شديم پا درد و کمردرد و……

پرواز ما با تاخير بلند شد يعني ما يك ساعت و نيم در هواپيما نشستيم تا پرواز كند به دلايل چرتي كه هيچكس سر درنياورد ازش خلاصه ساعت ١١:٣٠شب تهران را به مقصد كوالا ترك كرديم.

ساعت ١١:٣٠صبح به وقت كوالا رسيديم اونجا ٤ساعت و نيم جلوتر از از ايران است . فرودگاه كوالا خيلي بزرگ و لوكس هستش طوري كه اگه به انگليسي مسلط نباشيد اونجا گم ميشيد پس از جمع ايراني ها جدا نشيد چون وقتي وارد فرودگاه ميشويد بايد سوار يك مونوريل شويد و با اون به قسمت تحويل بار ها ميرويد و بعد از تحويل بار ديگر نگران نباشيد چون يه مسافت كوتاهي بريد ليدرها را ميبینيد اونجا منتظر هستند . ما وقتي ميخواستيم بارها را تحويل بگيريم با يك زن و شوهر ميانسالي آشنا شديم كه اونا باما توي يك تور و هتل بودند ومن خوشحال از اينكه تو هتل ما ايراني هم هست و با اون ها به سمت ليدر رفتيم ليدر ما آقاي مهدي بود كه از طرف آژانس پالم بيچ اونجا اومده وبودن به همراه آقاي نسيم كه فردي مالزي بودند اما ايراني ميتونستند حرف بزنن و اون لهجه ي قشنگشان به ما خوش آمد گفتند و با جمع رفتيم و سوار اتوبوس شديم از همان لحظه كه از فرودگاه بيرون مياين هواي گرم و شرجي استوايي را حس ميكنيد كه اولش خيلي طاقت فرسا هستش اما عادت ميكنيد. و ليدر توضيحاتش را شروع كرد درمورد آب وهوا و آيين و …..و همچنين كيف قاپي كه ميگفتند خيلي پيش اومده اينجا ولي شكر خدا ما طول سفر هيچ دزدي نديديم . فرودگاه كوالا تا مركز شهر يك ساعت فاصله دارد و در طول اين مسير شما درختاني را ميبينيد كه خيلي شبيه نخل هستند و بهشون ميگن درخت پالم !! آره همون روغن پالمي كه تو تلويزيون خودمون هي ميشنويم.

از اين درختان روغن ميگيرند و همچنين در صنعت لوازم آرايشي استفاده ي زيادي ميكنند.

نكته ي ديگر اينكه مالزي به دوقسمت تشكيل ميشه مالزي غربي و مالزي شرقي اكثر ما ها به مالزي شرقي سفر ميكنيم . كشور مالزي ويزا ندارد و ما ميتوانيم ١٤روز در اين كشور اقامت داشته باشيم اما در زمان هاي قديم يعني چندين سال پيش ما ايراني ها ميتونستيم ٣٠روز تا ٤٠روز در اين كشور اقامت داشته باشيم اما امروز بنا به دلايلي به ما ايراني ها ديگر مجوز ٤٠روز نميدن .و نام كوالالامپور به معني دو رود گل آلود هست.

در طول مسير نكاتي را راجع به هتل هاي هرگروه به ما گفتند مثلا بايد دپوزيت و ماليات پرداخت كنيد و اينكه به وسايل هتل آسيب نزنيد و از بردن ميوه ي دوريان و منگوستين به هتل جلوگيري كنيد چون ممنوع است به خاطراينكه اگه فردي نوشيدني الکلی ميل كرده باشد و يك مقدار دوريان بخورد سنگ كوب ميكند و ميميرد به همين علت ممنوع ميباشد .

در طي مسير ليدر برگه هايي را به ما داد كه هزينه ي گشت و گذارو رفتن به جاهاي مالزي بود وقتي همه اون برگه را ديدند چشمانشان از تعجب گرد شد چون قيمت ها به يورو بود نه به دلار و نرخ يورو زمان سفر ما ١٦٠٠٠تومن بود. اولين برنامه هم شام مالايي بود كه ليدر ميگفت هرچه قدر بخواين اونجا غذاهاي مختلف ميخوريد با ميوه هاي استوايي و هيچ ممنوعيت ندارد هركس هرچه قدر ميخواهد بخورد با اين چيزهاي وسوسه انگيز مردم را وسوسه ميكرد همه مردم داخل اتوبوس اين برنامه را انتخاب كردند در كمال ناباوري همه ١٠٠دلار به عنوان بيعانه دادند و تنها خانواده ايي كه انتخاب نكرد ما بوديم . بعد ازمدتي جلوي يك صرافي ايستادند و ما اونجا يك ١٠٠دلاري چنج كرديم و به هر ١٠٠دلار ٣٩٩رينگت ميدادن كه بعدا ما متوجه شديم اينجايي كه مارو بردن كلا نرخ پايين برميداره تا جاهاي ديگه كه بعدا خودمان پول چنج كرديم و بعدش دوتا سيم كارت به ما دادن چون دوتا اتاق داشتيم و اونهارو به مبلغ ١٠رينگت شارژ كرديم كه شامل يك گيگ اينترنت ٨روزه بود از نظر من كافي هستش براي ٨روز چون من تا لحظه رفتن تمومش نكردم اما براي كسايي كه مثل همسر من اهل اينستاگرام هستن و ميخوان لايو بگيرن كم ميشه همسر بنده ٤روزه تمومش كرد و دوباره شارژ كرد.

عکس۳(برگه ی لیدر)

WhatsApp Image 2019-04-18 at 15.58.24.jpeg

آخرين نفراتي كه از اتوبوس پياده شدند هم هتلي هاي ما بودند ليدر مارو جلوي هتل پیاده کرد و رفت اصلا هم نیومدن کارهای چک این مارا انجام بدند البته من به زبان انکلیسی تسلط دارم و برای ما مشکلی نداشت وخانواده ايي كه ميانسال بودند اگر من نبودم نميتونستند مشكل شان را حل كنند .وقتي وارد هتل شديم اتاق هايي كه به ما دادند بدون پنجره بود و اصلا خوب نبود اما به ما قول دادند فردا اتاق پنجره دار ميدهند كه به قولشان عمل كردند. و در آنجا ٧٠رينگت اشتباه نكنم ماليات داديم و ١٠٠رينگت دپوزيت براي هر اتاق به رسپشن داديم.

عکس۴(مونوریل فرودگاه)

WhatsApp Image 2019-04-18 at 15.58.10.jpeg

روز اول
بعد از تحويل اتاق ها و استراحت دوساعته در هتل تصميم گرفتيم به جاهاي نزديك هتل برويم كه ابتدا به سمت مسجد جامك رفتيم و از داخل آن ديدن كرديم و از آنجا به سمت مترو مسجد جامك رفتم تا ببينم قيمت بليط مترو چه قدر است آنجا كيوسك هايي وجود دارد كه ميتونيد خودتون بليط بگيريد و خيلي آسون هست شما مقصدتون را طبق خطي كه ميخواين برين انتخاب ميكنيد و تعداد را وارد ميكنيد و Qty و بعد پول يا سكه را وارد و دستگاه ميكنيد و بليط تحويل ميگيريد قيمت بليط رفت مترو ۱٫۶ رينگت بود كه رفت و برگشت ٣.٢رينگت ميشد براي هر نفر با محاسبه ايي كه من كردم چون تعداد ما پنج نفر بود گرب براي ما بهتر بود چون همون هزينه ايي در ميومد كه با مترو ميخواستيم اينور اونور بريم كه از نظر من مترو وقت تلفي خيلي دارد ولي گرب راحت تر هستش ولي بليط مترو هاي مالزي براي مقصدهاي مختلف قيمت هاي مختلفي دارد مثلا بليط رفت به پوترا جايا نفري ١٤رينگت هستش كه بازهم براي ما گرب به صرفه تر بود خلاصه از مترو استفاده نكرديم و بيرون اومديم و به سمت عمارت سلطان عبدالصمد كه در نزديكي مسجد جامک بود و رفتیم و در كنار نماد اصلي اونجا آی لاو کی ال عکس گرفتیم کنار همون نماد موزه مینیاتوری شهر کوالا بود که تعطيل بود و نرفتيم و بعد از عمارت به سمت ميدان مردكا يا دترن مردكا و يا همون ميدان استقلال كه نزديك عمارت بود رفتيم و پس از بازديد از اونجا به يك سوپر ماركت رفتيم و آب هاندرد پلاس با طعم هاي مختلف خريديم كه واقعا خوشمزه بود و چسبيد بعد به سمت هتل برگشتيم و در لابي استراحت كرديم ساعت ٧شب بود كه از رسپشن هتل خواستم گرب برامون بگيره به سمت برج هاي دوقلو چون من هركاري ميكردم نميتونستم در گرب جوين بشم ولي بعدا مشكلم حل شد خلاصه گرب به مبلغ ١٠رينگت برامون گرفت و خيلي شيك و مجلسي ماشين اومد جلوي هتل و سوارش شديم و به مقصد رسيديم.

عکس۵ (مترومسجدجامک)

WhatsApp Image 2019-04-18 at 15.58.23(1).jpeg

در كنار برج هاي دوقلو لنز هاي دوربين ميفروشند كه خيلي خوشگلن و باهاش ميشه كل برج ها را توي عكس انداخت. و از نظر من سوغاتي خوبي هم ميتونه باشه خلاصه ٣٠رينگت داديم و يدونه لنز خريديم و باهاش عكساي لاكچري انداختيم.

پس از گشت و گذار در اونجا به پشت برج هاي دوقلو رفتيم كه يك پارك بزرگ و رودخانه ايي خوشگل در اونجا بود كه در آن نمايش رقص فواره با آهنگ را داشتن كه ساعت ٨شب شروع ميشد و ما خوشبختانه تونستيم به موقع برسيم و از اولش تماشا كنيم خيلي جاي قشنگ و آرامش بخشي بود همسرمن عاشق اونجا شده بود پس از تموم شدن برنامه براي برگشت به هتل به مشكل خورديم گرب كه نميشد بگيريم و اوتوبوس هاهم به اونجا نميرفتند و تاكسي هم قيمت هاي نجومي ميگفتند خلاصه در آخر با چونه زدن زياد يك تاكسي به مبلغ۱۵ رينگت گرفتيم و برگشتيم هتل .پايان روز اول

هزينه هاي روز اول

مبلغ ٢٠رينگت براي شارژ سيم كارت ها
٣٤٠رينگت ماليات و دپوزيت دوتا اتاق
٦رينگت آب هاندرد پلاس
١٠رينگت گرب به برج ها
١٥رينگت تاكسي تا هتل
٣٠رينگت خريد لنز دوربين

روز دوم گشت شهري رايگان بود كه به ميدان مردكا و مسجد جامك رفتيم و جاهايي كه ما ديروز رفته بوديم دوباره به اونجا ها مارو بردند كه فقط موزه مينياتوري براي ما تازه بود چون ديروز تعطيل بود و ازش بازديد نكرديم وقتي از موزه بيرون اومديم ديديدم عكس هايي كه قبل از وارد شدن به اونجا با دوربين از ما گرفتند روي بشقاب هاي خوشگل چاپ كردند ما دوتا از عكس هامون را خريديم كه خيلي قيمتش بالا بود ۵۰رينگت هر بشقاب ولي با چونه زدن به قيمت مناسب تري هركدام ٣٠رينگت گرفتيم ولي خب يادگاري خيلي قشنگي ميشه من هنوز وقتي نگاه ميكنم بهش خاطراتم زنده ميشه .

بعد از اونجا به معبد تين هو رفتيم كه خيلي زيبا و جذاب بود يك معبد چيني چند طبقه بزرگ كه درست شبيه به اين سريال ها كه تو تلويزيون ميبينم واقعا ارزش ديدن داره و بيرون معبد نيز مجسمه هايي از نماد سال تولد به ميلادي داره و داخل معبد نيز فال ميگيرن كه اين بخش خيلي جذاب و سرگرم كننده بود ولي خب چون با تور رفتيم وقت كمي بهمون دادن كلا نيم ساعت بهمون وقت دادن تا كل معبدو بگرديم و عكس بگيريم از نظرمن خيلي زمانش كم بود براي همون من اصلا دلم نميومد از اونجا به اون زودي بروم خلاصه سوار اتوبوس شديم و و دراونجا آقاي نسيم ليدرمون با خوندن فال هامون همه رو به خنده انداخت خلاصه از اونجا به سمت كارخانه ي شكلات سازي رفتيم ولي هيچكس از اونجا خريد نكرد چون قيمت ها بسيار بالا بود اما قسمت جالبش ديدن ميوه ي كاكائو و درخت كاكائو بود. بعد از بيرون اومدن از كارخونه از خانم هاي دست فروش كه ميوه هاي استوايي ميفروختن ميوه خريديم واقعا ميوه هايش تازه بود و حسابي بهمون چسبيد.

عکس۶(فال تین هو)

WhatsApp Image 2019-04-18 at 15.58.09.jpeg

از اونجا طبق برنامه ي تور شهري قرار بود بعد از گشت و گذار به يك رستوران براي ناهار ببرن اما متاسفانه بعد از كارخانه شكلات سازي به يك فروشگاه كه بهش بوتيك ميگويند بردند اونجا هم قيمت ها بالا بود از اونجا برنامه ي پوتراجايا را داشتند كه هركس به پوتراجايا ميرفت بهش ناهار ميدادند ولي هرچي به ما اصرار كردند بريم قبول نكرديم خلاصه از اونجا براي ما ماشين گرفتند و بدون ناهار برگشتيم به هتل.

عکس۷(معبدتین هو)

WhatsApp Image 2019-04-18 at 15.58.24(1).jpeg

بعد از كمي استراحت بعد از ظهر ساعت پنج گرب گرفتم به باتو كيو يا همان غارهاي باتو بعد از يك ساعت به اونجا رسيديم به علت ترافيك .

وقتي به اونجا رسيديم هوا ابري شد و رعد و برق هاي خطرناكي ميزد و همچنين خداروشكر خبري از ميمون ها نبود نميدونم چرا ولي فك كنم چون هوا داشت تاريك ميشد رفته بودن خونه هاشون خلاصه بهتر نبودن چون من خيلي آدم ترسويي هستم و به از هرحيووني ميترسم.

عکس۸(مجسمه مورگان)

WhatsApp Image 2019-04-18 at 16.01.16(1).jpeg

خلاصه سريع شروع به عكس گرفتن كرديم چون هوا داشت تاريك ميشد و بلافاصله بعد از عكاسي از ٢٧٢پله بالا رفتيم كه واقعا نفس گير بود ولي ارزش داشت به بالا كه رسيديم داخل غار رفتيم و اونجا كلي معبد وجود داشت كه هرقسمتي از غار مجسمه ي خدايان را گذاشته بودن و غار رامايانا بسته بود و نتونستيم بريم ولي بليط وروديش ١٠رينگت بود. خيلي معبد خوشگلي هستش پيشنهاد ميكنم زود بريد تا هوا تاريك نشده و اون معبد بسته نشده ازش بازديد كنيد سپس بعد از گشت و گذار در غار از پله ها پايين اومديم و به سمت پشت مجسمه مورگان رفتيم و درياچه خوشگلي اونجا بود همچنين مجسمه بزرگ سبز رنگ كه من اسمشو نفهميدم چي بود .پس از بازديد بارون شديدي گرفت سريع به سمت يك مغازه رفتيم كه نماد هايي از باتو كيو را ميفروختند يك مجسمه مورگان از اونجا خريديم و به درب ورودي اصلي برگشتيم هرچي درخواست گرب ميدادم ماشين پيدا نميشد چون ديروقت هم بود مجبور شدم تاكسي بگيرم و راننده تاكسي هم كه ديد من دارم درخواست گرب ميدم قيمت منصفانه ايي پيشنهاد داد كه ماهم قبول كرديم و به هتل برگشتيم .

هزينه هاي روز دوم

خريد بشقاب به قيمت ٦٠رينگت
ميوه ي استوايي ٣٠
٢٥رينگت گرب به باتو كيو
٢٥رينگت تاكسي به هتل
٥٠رينگت خريد شام

روز سوم سفري از نوع پوترا جايا
همانطور كه ميدانيد پوتراجايا پايتخت اداري مالزي است يعني تمام امكان مهم اداري و دولتي در اين شهر با الگو گرفتن از نماد هاي مهم هركشور در اين شهر ساخته شده است از جمله پل خواجو ، تاج محل ، پل سيدني،…..و فاصله اين شهر تا كوالالامپور حدود يك ساعت است و نزديك به فرودگاه هست .

صبح بلافاصله بعد از صرف صبحانه ساعت ٩صبح گرب گرفتم به پوتراجايا به مبلغ ٥٠ رينگت درست يك ساعته به پوتراجايا رسيديم منتهي در طول مسير چون از عوارضي عبور ميكنيم و هزينه ي عوارض به عهده ي مسافر ميباشد كه راننده از ما عوارض را بيشتر گرفت و در آخر سر ٥٥رينگت به او داديم و مارا جلوي مسجد صورتي پياده كرد.

عکس۹(پرداخت عوارض)

WhatsApp Image 2019-04-18 at 15.58.16(1).jpeg

مسجد صورتي با الگو گرفتن از معماري ايراني ساخته شده است كه واقعا قشنگ و حيرت آور بود در مسجد صورتي اگر حجاب نداشته باشي بايد لباس هايي به شكل عبا ولي به رنگ صورتي سرتان كنيد اما خيلي از توريست ها كه پوشش مناسب داشتند هم درصف گرفتن لباس ايستاده بودند تا با آنها عكس بگيرند خلاصه مسجد زيبا يي بود و ارزش ديدن دارد . بعد از آنجا به ميدان پوتراجايا رفتيم كه حروفي به اسم پوتراجايا اونجا درست كرده بودند و براي عكاسي مناسب بود پس از گشت و گذار در آن محوطه به سمت كيوسك اطلاعات رفتم و پرسيدم چگونه ميشود تمام پل ها را ببينم ايشون گرفتند چند تا راه وجود دارد يك اينكه با كشتي بروم ٢تاكسي بگيرم و سه پياده برویم

عکس۱۰(نقشه ی پوترا)

WhatsApp Image 2019-04-18 at 15.58.22.jpeg

مسير پياده روي خيلي زياد بود و خسته كننده و اينكه تاكسي هم خيلي گرون درميومد چون ما ميخواستيم تو هر پل پياده بشيم و عكس بگيريم نميشد با تاكسي برويم من در اونجا اتوبوسي نديدم كه مارا ببرد به همه ي پل هاي پوتراجايا درصورتي كه تو سفرنامه ها خونده بودم اونجا شاتل هايي هستند ببرند ولي ما نديدم و تنها اتوبوس ها براي تور ها بودند و توريست هاي خودشان را سوار ميكردند.

خلاصه ما از همان كنار مسجد صورتي پل برقي وجود داشت كه به سمت پايين ميرفت ما سوار پله برقي شديم و درست پيش پل خواجو رسيديم و من چه قدر خوشحال شدم كه حداقل يكي از پل ها را پيدا كردم بعد از اونجا يه مقدار جلو تر كه رفتيم به يك دكه رسيديم بليط كشتي يا كروز را ميفروختند اونجا قايق هاي سنتي هم بود كه خيلي زيبا بودند و با اونا از نظر من بيشتر حال ميداد بريم اما اونا چهار نفره بود و همچنين خيلي گرون بود ماهم تصميم گرفتيم با كروز بريم خلاصه ١١٧رينگت داديم براي پنج نفر و سوار كشتي شديم و قبل از سوار شدن از ما عكس گرفتند كه بعدا به مبلغ ١٥رينگت عكس و گرفتيم.

وقتي سوار كشتي شديم يك خانم محترمي آمد و براي ما تاريخچه شهر پوترا جايا تعريف كرد و هم چنين اينكه تمامي پل ها چگونه ساخته شدند و چيز جالبي كه گفت اين بود درياچه ايي كه ما با كشتي داشتيم روش ميرفتيم يك درياچه مصنوعي هست كه خودشان درست كرده بودند و همچنين در مورد خريد خانه در پوتراجايا صحبت كرد و…..

عکس۱۱(ورودی کشتی کروز)

WhatsApp Image 2019-04-18 at 16.04.54(1).jpeg

عکس۱۲(بلیط کشتی)

WhatsApp Image 2019-04-18 at 15.58.21(1).jpeg

بعد از اتمام سخنراني از داخل كشتي بيرون رفتيم و روي عرشه كنار هر پل عكس گرفتيم كه خيلي جالب و جذاب بود و عبور از زير تمامي پل ها يك حال و هواي ديگر داشت .بعد از گشتن روي درياچه ي پوتراجايا به مدت ٤٠دقيقه به جاي اول بازگشتيم و حسابي هم گشنه شده بوديم گوگل مپ را بازكردم تا ببينم نزديك ترين رستوران كجاست كه ديدم خيلي با ما فاصله دارد و بايد به مركز خريد آلاماندا برويم و تنها بايد با ماشين رفت اما چيز جالب تري ديدم ماشين هاي باگي (همون ماشين برقي ها ) خلاصه ٢٣رينگت داديم و سوار باگي شديم كه خيلي لذت بخشه يك مسير ١٥دقيقه ايي بود كه از لا به لاي درختان و كنار درياچه رد ميشد. بعد از رسيدن به مركز خريد به فست فود مك دونالد رفتيم ولي بازهم ادويه هاي مالزي به مزاج ما خوش نيومد و به افراد خانواده نچسبيد ولي من چيزبرگرش را دوست داشتم.

عکس۱۳(مسجدصورتی از داخل عرشه)

WhatsApp Image 2019-04-18 at 15.58.21.jpeg

بعد از گشت و گذار در مركز خريد تصميم به بازگشت گرفتيم در خواست گرب دادم ولي نميدونم چرا هميشه مبدايي كه بوديم اشتباه به صورت خودكار قرار ميگرفت كه فك ميكنم به خاطر اينترنت بود و من دوسه باري به مشكل خوردم ولي واقعا مردم مالزي مردمي بسيار مهربان و مهماندوست بودند و از هركي كمك ميخواستي با جون و دل وقتشان را برايت ميگذاشتند در آخر گرب به مبلغ ٣٦رينگت گرفتيم و به پسيفيك اكسپرس برگشتيم و ساعتي را در هتل به استراحت گذرانديم.

ساعت ٥بعد از ظهر از خواب ناز بيدار شديم و به سمت محله ي چيني ها يا همان پتالينگ جالان پياده حركت كرديم محله ي چيني هابه هتل ما خيلي نزديك بود و همچنين يك بازار ديگه كه اون هم شبيه بازار چيني ها بود درست در كنار هتل بود و ما از عبور كردن اون بازار به خيابان پتالينگ رسيديم مردم مالايي به خيابان جالان ميگويند.

عکس۱۴(خیابان دیگه از چینی ها)

WhatsApp Image 2019-04-20 at 14.03.01.jpeg

در محله ي چيني ها قيمت ها مقداري مناسب تر از جاي ديگه بود ولي كيفيت پايين ولي ما از اونجا چندتا دكوري خوشگل و همچنين سوغاتي براي دوست هاي خواهرم خريد كرديم و بعد از گشت و گذار در بازار چيني ها از روي نقشه به سمت معبد سري ماهاماهاريان حركت كرديم و در بين مسير دو معبد زيباي چيني وجوداشت كه متاسفانه بسته بود و نميشد ازشون ديدن كرد خلاصه بعد از پنج دقيقه پياده روي به معبد رسيديم واقعا معبد زيبايي بود خيلي جالب بود و طبق گفته ها شبيه بدن خوابيده ي يك انسان است كه سر آن به سمت بالا و پاهايش به سمت پايين بود در داخل معبد پراز خداهاي مختلف بود و همچنين كاهنان معبد زيادي داشت در اونجا ياد سريال يوسف افتادم چون درست روبه روي مجسمه ي خدايان يك مرد هندي آمد و مبلغ ٥٠رينگت به كاهن معبد داد تا برود برايش دعا كند و او نيز به او يك برگ كه داخلش شيريني و موز بود داد و همچنين يك پيرزن ديگري كلي شمع نذر كرده بود و آورده بود دونه دونه روشن ميكرد خب هركسي اعتقادات خودش را دارد و ما نيز به آنها احترام گذاشتيم .و نكته ي ديگر اينكه در معبد ها بايد كفش هارا در بياري و به كفشداري تحويل دهيد كه مبلغ ٣رينگت ميگرفتن يا باخودتون نايلون ببريد و داخلش بذاريد.

بعد از دور زدن در معبد به اون بزرگي به سمت هتل حركت كرديم و دوباره از بازار چيني ها گذشتيم و در اونجا آب نارگيل خوشمزه خريديم به قيمت ٩رينگت خريديم و همچنين يه مقدار ميوه ي استوايي خوشمزه هنگام برگشتن بارون شديد استوايي گرفت و تا ساعت ٩شب همچنان باريد….

هزینه های روز سوم

٥٥رينگت گرب به سمت پوتراجايا
١١٧رينگت كشتي كروز
١٥رينگت عكس
٢٣رينگت باگي
٥٦رينگت ناهار در مك دونالد
٣٦رينگت گرب برگشت به هتل
٤٠رينگت خريد سوغاتي
٩رينگت آب نارگيل
٣٠رينگت ميوه استوايي

روز چهارم گنتينگ هايلند و تله كابين سواري
طبق هرروز بعد از صبحانه تصميم گرفتيم به گنتينگ برويم و در صبحانه خانواده ي ديگري وقتي فهميد داريم ميريم گنتينگ خواست كه با ما بيايد اونا دونفر بودن و با ما ميشدن ٧نفر خلاصه درخواست گرب ٦نفره دادم و به قيمت ١٦٥رينگت كه سهم ما ٨٢رينگت شد و با ماشين لوكس و راحت به گنتينگ رفتيم مسير جاده ايي گنتينگ خيلي زيبا و دلپذير بود تقريبا همون جاده شمال خودمون بود منتهي با آب و هواي استوايي و خنك نه مثل شمال شرجي اون منطقه كلا هواي خيلي خنكي داشت و اكثر جاهارو مه گرفته بود ماشين مارو جلوي اسكاي وي يا همون تلكه كابين پياده كرد و با داخل شدن به اونجا باتوجه به تابلوهاي راهنما به سمت گيت بليط فروشي رسيديم و بليط رفت و برگشت تله كابين معمولي نفري ١٦رينگت بود ولي تله كابين كف شيشه ايي ٣٠رينگت بود نفري ولي ما همون معمولي و انتخاب كرديم .

عکس۱۵(بلیط تله کابین)

WhatsApp Image 2019-04-18 at 15.58.20(1).jpeg

به گزارش آی سی ان پرس,پس از خريد بليط باتوجه به تابلوهاي راهنما به سمت اسکای اوینیو رفتیم وسوار تله کابین شدیم و در ایستگاه چین سویی پیاده شدیم و به سمت پله برقی ها رفتیم حدود ۷تا پله برقی بود همه را پایین رفتیم تا به معبد چین سویی و معبد نه طبقه رسیدیم معبد نه طبقه چیز جالبی نداشت و همینجوری از پله ها تا در ارتفاع بالا گنتینگ را مشاهده کنی ولی خب به قدری بوی عود و دود میداد که ما نتونستیم تحمل کنیم و برگشتیم به سمت معبد چین سویی .

در اونجا هم مثل تمامی معابد یک سری سیخ های قرمز بود و اونهارو میسوزوندند که بوی خیلی بدی هم دارد در اونجا تنها چیز جالب کتاب های دعاشون بود که ما نوشته هاشو نمیفهمیدیم.

عکس۱۶(ایستگاه چین سویی)

WhatsApp Image 2019-04-18 at 15.58.18(1).jpeg

عکس۱۷(کتاب های معبد)

WhatsApp Image 2019-04-18 at 15.58.20.jpeg

و معبد بهشت و جهنم هم نشان دهنده ي بلاها و عذاب هايي بود كه در آخرت هر آدم متناسب با گناهايي دراين دنيا انجام داده در اون دنيا عذاب ميكشد پس از بازديد از اونجا كه تقريبا دوساعتي طول كشيد به سمت ايستگاه تله كابين برگشتيم و به ايستگاه آخر رفتيم كه يك هتل بزرگ و پاساژ بزرگي داشت كه توش پراز تلويزيون هاي بزرگ و و رنگي بود و همچنين شهربازي زيبايي داشت كه توش برج ايفل و برج ساعت لندن نيز بود نيم ساعتي و اونجا گذرانديم و به سمت ايستگاه اول يعني ایستگاه آوانا برگشتیم و به همون جای اول رفتیم.

عکس۱۸(نمایی از گنتینگ)

WhatsApp Image 2019-04-18 at 16.01.16.jpeg

عکس ۱۹(برفراز گنتینگ)

WhatsApp Image 2019-04-18 at 15.58.19.jpeg

و در خواست گرب دادم به مبلغ ۹۱ رینگت که سهم ما ۴۵ رینگت شد و همچنین بازهم عوارض جاده ایی پرداخت کردیم که کلا ۳ رینگت رفت و برگشت عوارض دادیم بازهم تاکید میکنم قیمت های گرب در ساعات مختلف روز فرق میکند مثلا ما صبح زود اومدیم قیمت ها بالا بود و برگشت چون ساعت ۳ بعد از ظهر بود ارزون تر بود خلاصه قیمت ثابتی ندارند و بعد از ۴۰ دقیقه به هتل رسیدیم.

پس از استراحت ساعت ٥بعد از ظهر تصميم بر اين شد كه به درياچه تي تي وانگسا برويم و اون يكي خانواده هم با ما اومدن گرب به مبلغ ٣١رينگت گرفتيم به تي تي وانگسا تا اونجا برسيم با ترافيكي كه بود شب شد و در كمال ناباوري وقتي رسيديم اونجا تعطيل شده بود و فقط تونستيم اطراف اونجا رو ببينيم تا ديدم اونجا بسته است و هنوز گرب نرفته بهش گفتم واسه چي به ما نگفتي اينجا تعطيل هستش جواب سربالا داد خلاصه حسابي تو ذوقمون خورد دوباره از راننده گرب خواستم ما رو ببره خيابون بوكيت بينتانگ و اول قيمت بالايي گفت ولي من بهش گفتم درخواست گرب ديگه ميدم به مبلغ ٢١رينگت خلاصه وقتي ديد ما با اون نميريم قبول كرد با همين مبلغ مارو ببره بوكيت بينتانگ كه بازهم تا اونجا برسيم با ترافيك سنگيني كه بود تقريبا يك ساعتي طول كشيد خيابون بوكيت بينتانگ يك خيابون شب زنده دار بود با موسيقي هاي مختلف و مراكز خريد بزرگ و رستوران هاي معروف . در خيابون بوكيت بينتانگ يك بستني فروشي معروفي هستش به اسم جوسي نات كه صاحب آن ايراني هستش و خيلي خوشمزه هم هست ولي به معجون هاي سرمعلم خودمون نميرسه ولي خب حتما امتحان كنيد قيمت معجون هاي خوشمزه اش ١٤رينگت بود كه ما همه اونشب امتحانش كرديم و راضي بوديم آدرسش هم بعد از كي اف سي يه مقدار جلوتر برويد ميبينيد اينم آدرس اگر خواستيد تصاوير بيشتري از جوسي نات و ببينيد اين پيج و فالو كنيد

عکس۲۰(خیابان بوکیت )

دسته بندی: آخرین اخبار, گردشگری برچسب ها:

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد